![]() |
![]() |
|
| *Negin* |
|
مرد نجار پس از درست کردن مداد ان را کناری گذاشت, قبل از ان که مداد را داخل جعبه بگذارد زیر گوش ان گفت:((پنج چیز است که باید بدانی,قبل از انکه تو را وارد بازاره فروش کنم,همیشه انها را به خاطر بسپار و فراموش نکن,در ان صورت بهترین مداد ممکن خواهی بود))
اول: تو میتوانی کارهای فوق العاده ای انجام دهی فقط به شرط ان که در دست فردی قرار گرفته باشی.دوم: گاه و بیگاه در هنگام تیز شدن درد شدیدی را متحمل میشوی ولی برای اینکه مداد بهتری شوی باید ان را تحمل کنی.سوم: تو قادری هر اشتباهی را که مرتکب شده ای اصلاح کنی به شرطه ان که اشتباهت را شناسایی کنی.چهارم: مهمترین قسمت وجودت,همیشه ان چیزی است که در درون تو قراردارد.پنجم: روی هر سطحی که مورده استفاده قرار می گیری باید اثری از خود بجا بگذاری جهت ان مهم نیست فقط باید در هر حال و در هر جهت به نوشتن ادامه دهی.مداد به دقت همه حرفهای نجار را گوش کرد و پس از درکشان قول داد که هرگز ان اندرزها را فراموش نکند تا همیشه بهترین مداد باشد.بعد با ارزوی قلبی بهترینها وارد جعبه مداد شد. حالا تو دوست عزیزم خودت را به جای ان مداد بگذار اگر میخواهی بهترین انسان باشی نصایح زیر را به دقت گوش کن ,انها را همیشه به خاطر بسپار و هرگز از یاد نبر:اول: تو میتوانی کارهای فوق العاده ای انجام دهی ولی فقط به شرط اینکه در دستان خداوند قرار داشته باشی و اجازه بده دیگر انسانها به خاطر استعدادهای سرشارت به تو نزدیک شوند و از تو الهام بگیرند.دوم: گاه و بیگاه از طریق مواجه شدن با مشکلات و سختی های مختلف در زندگی درد شدیدی را متحمل می شوی,ولی برای اینکه انسان قوی تری شوی تحمل این درد برایت لازم است.سوم: تو قادری هر اشتباهی را که مرتکب می شوی اصلاح کنی به شرطه اینکه متوجه اشتباهاتت بشوی.چهارم: مهم ترین قسمت وجود تو در درون تو است پس درون افراد مهمتر از ظاهر انان است.پنجم: روی هر سطحی که قرار میگیری باید اثری از خود بجا بگذاری.یعنی تحت هر شرایطی باید به انجام وظایف و مسئولیت هایت ادامه دهی و از انها دست نکشی.همه ما میتونیم با بکار بردن این نصایح تبدیل به بهترین انسان شویم.و به هدفی جامعه عمل بپوشانیم که برای محقق ساختن ان به این دنیا امدیم.به امید موفقیت هر روز تو دوسته عزیزم. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 20:33 توسط Negin |
|
ادم عزیزانشو فراموش نمیکنه بلکه به ندیدنشون عادت میکنه,تقدیم به کسی که عادت به ندیدنش مثل فراموش کردنش غیر ممکنه.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 23:11 توسط Negin |
|
عشق مثل بازی الاکلنگ میمونه, اونی که که عاشقه خودشو پایین میاره تا عشقش از بالا بودن لذت ببره....... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 0:7 توسط Negin |
|
|
کاش در بستر تنهایی تو..... پیکرم شمع گنه می افروخت..... زین گنه کاری شیرین می سوخت..... ریشه زهد تو و حسرت من............. تقدیم به عشقم .......... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم اردیبهشت 1387ساعت 19:31 توسط Negin |
|
|
از طرف اونی که تنهاست تنها اومده تنها می ره تنهاش می زارن تنها نمی ذاره تنها یه آرزو داره اونم اینه که تو توی تنهاییاش تنهاش نذاری. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم اسفند 1386ساعت 15:58 توسط Negin |
|
شاید زندگی ان جشنی نباشد که ارزویش را داشتی اما حا که به ان دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 21:2 توسط Negin |
|
|
مسيحيان بر سر مزار خود صليب مي آويزند تا همه بدانند اينجا کسي آراميده است....تو هم بر روي سينه ات صليبي بياويز که قلب تو آرامگاه من است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 16:32 توسط Negin |
|
|
روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري ميپوشند / گرگهايي كه لباس پدري ميپوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر ميسنجند / عشق را همه با دور كمر ميسنجند / خب طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسد / عشقهايي كه سر پيچ خيابان برسد.... |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 15:59 توسط Negin |
|
عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و پارو زنان سوي تو فرستادم وقتي به ساحل نگاه تو رسيد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 23:45 توسط Negin |
|
|
سلام .
به وبلاگ من خوش آمدید . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 23:41 توسط Negin |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|